رفتار ائمه(علیهم السلام)؛ با حاکمان، علما و مردم اهل سنتاسدالله افشاردر بررسی سیره ائمه هدی (علیهم السلام) نیزآثار وحدت طلبی بین مسلمین به وضوح دیده می شود.ایشان در برخورد با مخالفین اعم ازحاکمین اهل سنت و علمای اهل سنت توده مردم اهل سنت ملاک خویش را مصلحت حفظ اسلام و گسترش حدود الهی قر ار داده بودند. لذا از آنجا که حفظ وحدت بین مسلمین لازمه حفظ اسلام در برابر جهان کفر بود همواره ائمه ازتفرقه افکنی و ستیز با مخالفین( به ویژه دربرابرجهان کفر) خودداری می کردند؛ اما آنگاه که مصلحت حفظ اسلام اقتضا می کرد در برابر مخالفینی که اصل اسلام ناب را هدف قرارداده بودند قیام کرده سعی دراصلاح و هدایت آنان داشتند.شهیدآیت ا.. محمد باقرحکیم یکی از رهبران سیاسی کشور عراق درکتابی دراین زمینه می گوید:« اصل وحدت اسلامی در مجموعه اصولی قرار گرفته است که در نگاه ائمه (علیهم السلام) ازاهمیت ویژه ای برخورداراست و بر بسیاری ازحقوق و واجبات مخصوص به آنان تقدم دارد زیرا اصولا مسلمانان تنها در صورتی می توانند نقش تأثیرگذار خویش را حفظ و از کیان و موجودیت خود دفاع کنند و به طورکلی ندای رسالت محمدی را به گوش جهانیان برسانند که نخست توفیق ایجاد وحدت درمیان اعضا و عناصر جامعه خود را یافته باشند. همچنین جزدرصورت ساختن بنای اتحاد و وحدت اسلامی از هرگونه مواجه با دشمنان عاجزخواهند ماند و دراین میان، هیچ فرقی میان رویارویی های فکری، سیاسی، علمی، اقتصادی و نظامی نیست.»[1]اهل بیت(علیهم السلام) پس ازحضرت علی (ع) باچند دسته ازمخالفین اهل سنت برخورد داشتند.این سه دسته شامل حاکمان اهل سنت، علمای اهل سنت و توده مردم اهل سنت هستندکه رفتارائمه با ایشان به تناسب ویژگی های خاص هردسته متفاوت بود. که هر یک ازآنها جداگانه و ب
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی
تاريخ: پنجشنبه
31 خرداد
1403 ساعت: 13:30